معرفی سرداران وامیران قائم شهر -3

گردآوری و تحقیق: روابط عمومی شهرداری قائم شهر

سردار شهید علی اصغر خنکدار
فرماندهی گردانهای:
امام محمد باقر لشکر25کربلا
حمزه سیدالشهدا لشکر25کربلا
ولادت:1341..شهرستان قائمشهر
شهادت:20 بهمن ماه 1364..
عملیات والفجر8،ابوفلفل اروندکنار
میعادگاه:گلزار شهدای روستای کلاگرمحله قائمشهر

اصغر خنکدار شير بيشه اسلام بود.. حرف زدن او به انسان طمأنينه می داد، برخوردهای بسيار اسلامی و سنگين داشت. تدبير و شجاعت و شهامتش مثال زدنی بود.

شهید علی اصغر خنکدار موقع وداع، شهید بلباسی را سخت در آغوش کشید و رها نمی کرد. با این که همه ی بچه ها مشغول خداحافظی بودند اما وداع آن دو از همه تماشایی تر بود.عملیات که می خواست آغاز شود. اصغر چهره ای متفکرانه به خود گرفته بود. وقتی قایق ما به سمت فاو حرکت کرد با اینکه آب خروشان اروند آن را به تلاطم وا داشته بود اما اصغر ناگهان از جا برخاست و شروع کرد به صحبت در آن تاریکی او حرف هایی زد که مو بر تنمان سیخ شد. می گفت: (( بچه ها من کربلا را می بینم... آقا اباعبدالله را می بینم...)) از حرف هایش بهت زده بودیم. جملاتش را که ادا کرد، تیری آمد و درست نشست روی پیشانیش. آرام زانو زد و افتاد توی بغلم، خشکم زده بود. دست انداختم تو موهایش، سرش را بالا گرفتم وبه صورتش خیره شدم. چهره اش مثل قرص ماه می درخشید. خون ، موهایش را خضاب کرده بود.

سردارحاج مرتضی قربانی در خصوص ارزش شهید خنکدار گفت:اگر ما چند نفر علی اصغر داشتیم،هیچ مشکلی نداشتیم.

نامه شهید خنکدار به فرزندش :
حميد قهرمانم سلام
سلام گرم پدرت را از راه‌هاي دور و دراز و از پستي و بلندي‌هاي روزگار. از مكان‌هاي دور دست تابع جنگ بپذير. فرزند دلبندم نمي‌دانم كه زماني‌ اين دست نوشته‌ها به تو مي‌رسد. چه زماني به آن‌‌ها آگاهي خواهي يافت ولي آن‌چه هست اين كه آرزو دارم بعد از شهادتم در راه خدا، اين كاغذها به دستت برسد و از آن‌ها استفاده كني.
فرزند دلبندم مي‌دانم كه يتيمي درد بي‌درمان است و چشم انتظاري بسيار سخت و اين كه تحمل اين دو بسيار مشكل خواهد بود. جان من حميد نازنين، از همين اكنون صداي بابا باباي تو در گوش‌ام طنين‌انداز است و شايد از همين لحظه كه اين نگاره را مي‌نگارم. ديگر چهره معصوم تو را نظاره‌گر نباشم و شايد كه به زودي گرد يتيمي بر چهره زيباي تو بنشيند و تو را در ماتم بي‌پدري بنشاند.
 فرزند قهرمانم پدرت را عفو كن زيرا كه نتوانسته‌ام حق پدري را بر تو ادا كنم و نتوانستم تو را در دامان خود به دلخواه خويش تربيت كنم و نتوانستم كانون خانواده را با بودن در كنارت گرم نگه دارم. 


اين را بدان كه قدرت الهي هميشه بر تمامي قدرت‌هاي شيطاني غالب و مظفر خواهد شد و  تو فرزندم بايد قدرش را بداني زيرا كه خداوند نصيبت كرد كه در چنين روزي پاي به عرصه گيتي بنهي و ان‌شاءالله از سربازان واقعي آقا امام زمان (عج) و نايب برحقش خميني روح الله باشي.
 بيش از اين ديگر نمي‌خواهم قلم پراكني كنم. صحبت‌هايم را جمع مي‌كنم و به تو حميد عزيزم سفارش مي‌كنم قرآن و امام و اسلام را فراموش نكني. تقوا را پيشه خود ساز تا رستگار شوي. به اميد آن كه با الهام از مكتب نجاتبخش اسلام ، رضاي خداي را در زندگي خود كسب كني و براي بنده‌ي گنه‌كاري چون من طلب آمرزش كني.
 هديه من براي روز تولدت سه صلوات است ان‌شاءالله بپذيري
آن كه دوستدار توست
علي اصغر خنكدار 22/11/63

وصیت نامه سردار شهید علی اصغر خنکدار
بسمه تعالی
بار الها، بارپروردگارا،‌ ترا سپاس مي‌گويم كه اين بندة گنهكار را فرصتي ديگر عنايت كردي تا بتوان با خود بينديشم و از كرده‌هاي خلاف خويش پشيمان و با توكل بر خداي بزرگ براي رضاي معبود خويش استغفار و طلب عفو و بخشش براي خويش نمايم.
خدايا، معبودا، بار الها به تقصير خويش اعتراف كرده‌ام و اين بار نيز مي‌گويم و مي‌نويسم كه انساني گناهكارم و هيچ راهي براي خود نمي‌بينم و تنها روزنة اميدم به تو است و خدايا فقط تو را مي‌پرستم و از تو ياري مي‌جويم. خدايا بنده‌اي حقير و ضعيفم و تحمل آتش‌هايي را كه تجسم اعمال خلاف من مي‌باشد را ندارم. دستم را بگير و مرا در اين امتحان الهي موفق و قلم عفو بر جرايم بكش.
 خدايا چشم طمع به بهشت تو ندارم، زيرا كه خدايا عبادت‌هايم را براي اين به درگاهت مي‌كنم كه تو را لايق عبادت مي‌‌دانم و تورا عادل مي‌دانم و مي‌دانم كه تنها بودن در جوار تو سعادت حضور در قيامت تو است كه انسان را سعادتمند مي‌كند.
 خدايا سال‌ها و ماه‌هاست که به دنبال دست يافتن به وصال خويش در شهرها و آبادي‌ها و كوه‌ها و جنگل‌ها و دشت‌ها و بيابان‌ها را پشت سر گذاشته‌ام،‌ با كارواني از دوستان و عزيزان حركت كردم و در هر مسيري، بر سر هر كوهي و برزني از يكي كه از عاشق تو مخلص تو بود، جدا گشتم، يك يكشان به سوي جوار حق پرواز كردند شهد شهادت نوشيدند.
در جنگل‌ها به ياد عزيز، در كوه‌ها به ياد ياري مهربان، در صحرا و شنزار به ياد سرداراني و . . . شال عزا بر گردن نهاديم و هميشه در اين فكر بودم كه چگونه مي‌توان آنان شده گونه مي‌توان عاشق شد. عاشق الله شيفتة الله،‌

آري خداي مهربان اين بار نيز در آبهاي هور به دنبال رسيدن به وصال خويش حركت كردم، شايد به آرزوي خويش دست يابم. خدايا اگر مرا در زير آبها خفه‌ام كنند، اگر تمامي هور را ظرفي از آتش سازند و مرا در ميان آن پرتاب نمايند، اگر گلوله‌هاي سر بين دشمن بد كين قلب‌هاي گنهكار مرا سوراخ كند، همة اينها را به عشق ديدار تو با جان و دل مي‌پذيرم و آمادة پذيرايي تمام مشكلات در مسير تو هستم و تنها انتظارم و آرزويم در تحمل اين سختي‌ها ديدار وجه الله و رسيدن به وصال معبود مي‌باشد.
الها دوري خانه ،زن و فرزند را ،خدايا گلوله‌هاي دشمن را، خدايا بي‌خوابي‌هاي فراوان را تحمل مي‌كنم،‌ ولي دوري تو را حتي يك لحظه تحمل نخواهم كرد . خدايا تو را سپاس مي‌گذارم كه اين بار سعادت را نصيب من كردي تا در يك تلاش براي برپايي عدل و قسط در جامعه شركت داشته باشم و آرزو دارم خالصانه از من بپذيري.
 وصيت‌هايم را اين گونه آغاز كنم. اسلام را تنها مكتب بر حق جامعه مي‌دارم و تنها دين نجات‌بخش مي‌دانم و براي اجراي احكام آن تمامي سختي‌ها را همچون شربت شيرين بر عمق جان خويش مي‌پذيرم. بار الها از اين آيه عزم خويش را جزم نمودم تا به آن جامة عمل بپوشانم و اعتقاد دارم كه جنگ را تا نابودي دشمن و رفع فتنه در عالم بايد ادامه داد و در اين مسير پيروزي حتمي است، انشا الله.

امت اسلام مردم ايران و دوستان و آشنايان جنگ را سرلوحة‌امور خويش قرار دهيد و شهادتم را وسيله‌اي سازيد براي تقويت بيشتر جبهه‌ها و ثابت كنيد كه جاي خالي هر شهيدي هزاران لانة سرخ ژوليده مي‌شود كه با نورانيت خويش ظلمت‌ها را به نابودي و قهقرا مي‌كشاند.
هنگامي كه خبر شهادتم را شنيديد، به ياد سنگر خالي من و اسلحة بر زمين افتاده‌ام باشيد و براي پر كردن سنگر و برداشتن سلاحم كمر همت بنديد و روانة جبهه‌ها گرديد و تنور جنگ را گرم نگه داريد، زيرا كه به قول امام عزيز جنگ برايمان يك نعمت است. سپاه را خانة خويش مي‌دانم و افتخار مي‌كنم كه در اين لباس درآمده‌ام و با جان و دل در آن براي رضاي خدا مشغول انجام وظيفه‌ هستم و شهادت در اين لباس مقدس را افتخاري براي خويش مي‌دانم، زيرا به قول امام علي (ع) لباس سربازي جامة فاخر است كه در دنيا لباس عافيت و در آخرت خريد بهشت خواهد بود انشا الله.
پيامم به مسئولين شهر و كشور اين كه جنگ سرلوحه امور قرار دهيد و با حضور فعال خود در جبهه و حمايت همه‌جانبه از بسيجيان دلاور هر اداره و سازمان و نهادي را به سنگري از سنگرهاي ميدان نبرد بر عليه سلطه استعمار مبدل سازيد و به آنهايي كه نغمة شوم صلح را سر مي‌دهند، مي‌گوييم كه ما صلحي را مي‌خواهيم كه رعايت عدالت در ا» بشود و آن محاكمة متجاوز و احقاق حقوق دو ملت ايران و عراق مي‌باشد. پدر و مادرم خوبم از اين كه توانستم در هنگامي كه نياز شديدي به من داشتيد در كنار شما باشم، از شما عذرخواهي مي‌كنم و از شما طلب عفو و بخشش را دارم.

زيرا كه زمان را اين گونه تشخيص دادم و بايد به نداي هل من ناصر ينصرني امام لبيك مي‌گفتم، زيرا كه تمام اسلام در مقابل تمامي كفر قرار گرفته بود و بايد با تمامي قدرت وارد ميدان شد. اين را بگويم كه هميشه شرم داشتم به خاطر زحمات طاقت‌فرساي شما در چشمان شما بنگرم و اميدوارم كه مرا عفو نماييد و از خدا بخواهيد كه اين قرباني را از شما بپذيرد انشا الله.
همسر خوبم،‌ اي كه همچون نوري در زندگي من درخشيدي و مرا از ظلمت‌هاي زيادي رهايي بخشيدي، افتخار مي‌كنم كه با تو زندگي خويش را آغاز كردم، زيرا كه همچون فرشته رحمت بر من نازل شدي و از صبر و شكيبايي تو درس‌ها گرفتم. ميدانم كه حق همسري را هيچ براي تو بجا نياوردم و در سخت‌ترين زمان‌ها ترا با كمترين امكانات تنها گذاشته‌ام، مرا عفو كن و بگو كه اي خدا اين قرباني را از من بپذير. فرزندانم را چون حماسه‌سازان كربلا پرورش بده، حميدم را حسين‌وار و معصومة خوبم را زينب‌وار در مسير الله بزرگشان ساز و آنها را انسان‌هايي بلندهمت و والامقام تربيت كن. حميد را انشا الله به حوزه بفرست و معصومه را در كنار خودت داشته باش تا مونس شب‌هاي تر و همدم لحظات تنهايي تو باشد.
برادرانم افتخار بر اين دارم كه چون شما برادراني دارم. در مقابل شما احساس ضعف مي‌كنم، زيرا كه در واقع در نزد خدا مقرب‌تريد. جنگ را فراموش نكنيد و امام را تنها نگذاريد. گروه‌گرايي‌ها و سازمان‌هاي مختلف را محكوم ساخته در خط امام امت گام برداريد و با مخالفان اين خط هيچ سازش و سستي به خود راه ندهيد.خواهرانم حجاب خود را فراموش نكنيد در هر مكاني كه هستيد جنگ را و رزمندگان را فراموش نكنيد و امام را دعا كنيد. فرزندانتان را عالم و جنگجو بسازيد انشا الله.

اي دوستان خوبم خط فقط خط امام، اين شعار را هميشه در ذهن خويش داشته باشيد. امام را بخواهيد، جنگ را فراموش نكنيد، جبهه‌ها را گرم نگهداريد و با مخالفان خط امام و با مخالفان جنگ هيچ سر دوستي و سازش نداشته باشيد. در انتخاب دوست و رفيق نهايت تلاش را بكنيد و از سازمان‌ها و جبهه‌هاي مختلف به شكل كلي بپرهيزيد. در كنار يكديگر در خط امام در انجمن اسلامي و گروه‌ها مقاومت محل فعاليت كنيد و عوامل اختلاف را از خود دور كنيد. از همة دوستان و آشنايان التماس دعا دارم، مرا فراموش نكنيد، همه‌تان در همين لحظه از خدا بخواهيد كه گناهان مرا ببخشد و مرا با شهداي كربلا محشور كند انشا الله.
شب اول قبر مرا فراموش نكنيد، غروب‌هاي جمعه سر مزارم فاتحه اي بخوانيد، به احكام اسلام بيشتر پايبند باشيد و در برگزاري مراسم مذهبي و عزاداري بيشتر تلاش كنيد. ترسم از فشار قبر زياد است با دعا و قرآن خواندن بر روي قبرم از خدا بخواهيد كه از گناهانم درگذرد. خانوادة شهدا و مفقودين و مجروحين و اسرا و رزمندگان را فراموش نكنيد. انجمن و گروه مقاومت را تنها نگذاريد، مسجد را حتماً پر كنيد و از آن سنگري بسازيد براي كمك به جبهه‌ها و مقابله با فساد و ظلم و فشارهاي گروهك‌هاي ملحد و غير خط امام. انشا الله در پايان بار ديگر از همة شما التماس دعا دارم، از همة دوستان و آشنايان مي‌‌خواهم كه اگر حقي بر گردن من دارند و يا اگر غيبتي از آنها كردم، مرا عفو كنيد و برايم طلب آمرزش نماييد. اگر كسي پولي از من طلب دارد، به خانه‌ام بگويد و از حقوقم بگيرد. التماس دعا از همة شما، شب اول قبر را فراموش نكنيد و روزهاي جمعه سري بر قبرم بزنيد.
بنده خدا علي اصغر خنكدار 23/3/64

 

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF
| روابط عمومی | سه شنبه, 20 دی 1390 ساعت 08:38
 

.: تقویم :.

 
سه شنبه
1393
مهر
29
 

.: پروژه های شهرداری :.

The Best View In All Browsers
Copyright 2009 Ghaemshahr.ir . All Right Reserved And Design by Benyamin Dehghaniyan :: Version 2.5